خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ نوامبر, 2009

عجیب نیست اگر یکی بگوید محاکمه در خیابان در کارنامه کیمیایی یک پس رفت آشکار است. چون کیمیایی از حکم و رییس این عقب گرد را آغاز نموده و دلیل آن هم اول از همه گرفتاری است که به جان هنر ایران افتاده است: کارگردان بزرگ موضوع کم آورده است. اما ژرف تر که نگاه [...]

نوشته را کامل بخوانید »

 
چی بنویسم از کجا شروع کنم.
نام: زینب جلالیان
خوب تا اینجایش ایراد ندارد
سن: 27 سال
این هم چیزی نیست
جنس: زن
قضیه کمی فرق کرد
قومیت: کرد
ماجرا دارد جدی می شود.
 
چوبه های اعدام علم شده و خون جوانان ریخته می شود. این مرا به یاد داستان ضحاک می اندازد که برای اینکه از مردم زهره چشم بگیرد دستور می دهد [...]

نوشته را کامل بخوانید »

جمعه ای که گذشت هم مثل هفته های پیش راه توچال را پیش گرفتم اما داستان این باره کمی تفاوت داشت: باد برف و سوز وحشتناک
از پناهگاه پنج به سمت هفت پانصد ششصد متر رو به بالا یک راه فرعی است که پس از یک شیب ملایم تند می شود و دوباره برمی گردد روی [...]

نوشته را کامل بخوانید »

از بینتان کدام
بگویید کدام
صیقل می دهید سلاح “احسان” را
برای روز انتقام

نوشته را کامل بخوانید »

خیزش مردم و مبارزات آنها که مشمول مبارزات منفی و آرام می شود رفته رفته به عادتی پایدار در خواست ارادی آحاد توده تبدیل می شود و این برای آنها یک ارجمندی دارد و یک خطر همیشگی برای دشمن مشترکشان: استقرار اعتراض در همه شوون زندگی مردم و حکومتی که هرکاری بکند نمی تواند این [...]

نوشته را کامل بخوانید »

میان خاطرات گذشته می گشتم به ترانه زیبای آبشار شادروان فریدون فرخ زاد رسیدم  چه عشقی به زندگی داشت این مرد عجب شور و تعهدی به آزادی حرف هایش برای ما که نامانوس بود به صحرای کربلا زدیم گفتیم همجنس باز است، بچه پر روست و از همین طریق پایش به تلویزیون باز شده اما زمانی [...]

نوشته را کامل بخوانید »

عربده جویان پشت درند
با چماق و زنجیر…
(بهرام بیضایی)
سیمای لمپن
با شلوار جین، تی شرت زرد آستین کوتاه، کفش های کتانی یک جلیقه سبز تنش کرده و کلاه ضد شورش بسر سر گذر ایستاده یک سپر بزرگ یک دست و دست دیگر باتون لاستیکی را گرفته اگر این نوعش تمام شده باشد باتون چوبی از آن ها [...]

نوشته را کامل بخوانید »