خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ ژوئن, 2009

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت ز پی آن تا کند خراب
بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این [...]

نوشته را کامل بخوانید »

بیست و پنجم تا بیست و هشتم مرداد ماه هزار و سیصد و بیست و هشت مهم ترین تپش ها و تنش های آزادی را به یاد ایران می آورد. شامگاه بیست و چهارم مرداد تیمسار ریاحی فرمانده ستاد مشترک ارتش با دکتر محمد مصدق تماس تلفنی مهمی برقرار می نماید: علیه دولت کودتا شده [...]

نوشته را کامل بخوانید »

اینک از عشق پاک پاکم من
گرچه خاکی میان خاکم من
 

نوشته را کامل بخوانید »

ندا جان! خواهر نازم
تو را انگار مام میهن از بهر فداکاری
شجاعت افزونی ما
زایید
و پنداری تو را یک ابر
از آسمان های آزادی
بر این تیه سراپا زجر و زندان
نام او ایران
بارید
 
تویی از پشت تهمینه
نشان رستمت بر گیس بسته*
میان لشکر ظلمت به رخش غیرتت
فریاد کردی شیر مانند:
“منم یک زن
زنی ایرانیم زین گونه آزاده
به یوغ باشد و چشم و [...]

نوشته را کامل بخوانید »

آخر بازی

شاملو در شب شعر سوئد در سال 1372 موقع خواندن این شعر می گوید البته این آخر بازی تنها یک نفر نیست
 
عاشقان/
سرشکسته گذشتند/
شرمسار ترانه های نا بی هنگام خویش/
و کوچه ها/
بی زمزمه ماند و صدای پا/
سربازان/
شکسته گذشتند/
خسته/
بر اسبان تشریح/
و لته های بی رنگ غروری/
نگونسار/
بر نیزه هایشان/
تو را چه سود/
فخر به فلک بر/
فروختن/
هنگامی که/
هر غبار راه [...]

نوشته را کامل بخوانید »

نعش این همه شهید عزیز بر روی دستان ما به جا مانده است. با چه رویی  می خواهیم به چشم مادر و پدر و برادرشان نگاه کنیم. چه طوری به خواهرشان بگوییم دیگر نیستند. تا دیروز کنار ما در سکوت راه می رفتند امروز دستان ناپاکی آن ها را از ما گرفته است. مگر می [...]

نوشته را کامل بخوانید »

آقای خامنه ای از شما ممنونیم که با این صراحت موضع خود را روشن کردی.
راستش من دوست شما نیستم. خون بسیاری از یاران من به پای شما نوشته شده است به نحوی که باید سرنگونی عاجلت را آرزو داشته باشم. این چیزهایی هم که برایت می نویسم از سر دلسوزی نیست. اتمام حجت هم نیست. [...]

نوشته را کامل بخوانید »

همانگونه که در راه پیمایی های آرام شرکت می کنیم و روش مبارزه مدنی را پیش گرفته ایم شاخه گل هایی در دست داشته باشیم و در صورت مواجهه با نیروهای گاردی به آنها هدیه کنیم. با اینکه اینها و چاقوکش هایی که همین افراد از آنها پشتیبانی می کنند برادران ما را کشته اند [...]

نوشته را کامل بخوانید »

با کدام ماله می خواهی این ها را درست بکنی
تو نمیفهمی زندگی یعنی چه برای این که از آن تنها دروغ گفتن و آدم کشتن را آموخته ای
مرگ بر تو جلاد
مرگ بر تو همزاد اهریمن
ننگ بر تو که برای قدرت اینجوری آدم می کشی
 
اما تو این غنچه گل سرخ
بخواب این مهربان ای یار
بخواب ای کشته [...]

نوشته را کامل بخوانید »

دشمن این خاک تویی

“خس و خاشاک تویی دشمن این خاک تویی”
دیو در راک تویی اینهمه ناپاک تویی
زاده ی درد منم نام او مرد منم
آن که گل کرد منم کمتر از خاک تویی
غیرت آویز تنم بی هراس از تو منم
هم از این شور و شرم مرده از باک تویی
سوگوار پدرم خواهر از دست دهم
سینه ی برادرم آن که کرد [...]

نوشته را کامل بخوانید »

نوشته‌های قدیمی‌تر »