خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ فوریه, 2009

بیشتر از آنکه دیده باشیم شنیده ایم که می بایست به عقاید همدیگر مثلا عقاید مذهبی مردم احترام گذاشت. اما تا به حال انگار به این موضوع اندیشیده نشده که این احترام به چه معناست. حق با کیست؟ اگر کسی هم رای ما نباشد او را تخطئه می کنیم که به عقیده ما احترام نگداشته [...]

نوشته را کامل بخوانید »

شهر غبار و مشاهدان مبهوت

دور دست غبار، پرچین خواستن است. یک تلاش سخت و نفس گیر برای ورود به این غبار وجود دارد. اما همه این سختی ها و تلاش ها، پنهانی و دور از چشم های فضول دیگران صورت میگیرد. کسانی که توانسته باشند به نوعی شرایط ورود به دنیای غبار را در خود ایجاد نمایند با آنها [...]

نوشته را کامل بخوانید »

 البته ما همیشه باید نیمه پر لیوان را ببینیم. هرگونه شباهتی که شکل و بسته بندی محصولات ساخته ایران با مشابهات خارجی اش دارد، اتفاقی است. دلیل می خواهید؟ هیچ گونه شباهتی از نظر کیفیت میان این محصولات وطنی و اوریجینال ساخت مستکبرین وجود ندارد!
مواد بهداشتی جانسون Johnson برای کودکان در همه جای دنیا شناخته [...]

نوشته را کامل بخوانید »

 
 
ساده تر از وهم میان شب و روز
گذار شهاب اندیشه
بر قلب حادثه
 
در آستان صبح صادق
شبنم های بامداد
در کار پرسه زدن ظرف های خاکروبه اند
 
و ملکه های زیبایی
 در دستشویی های پارک
 آرایش می کنند
 
ساده تر از وهم میان باران و سرما
گذار شهاب اندیشه
بر مدار دهان
 
آذرخش کلام ممنوع
خواب اخترک ها را هراسان می کند.

پانوشته بی ربط: اگر جلوی [...]

نوشته را کامل بخوانید »

ماندن و رفتن

یا رود شو برو
یا کوه شو بمان
 
جل پاره ی سکوتت
بر شانه های این بغض فریاد زار می زند
که  آیینه به ناستوده ترین ناسزای نکوهش
خاطره ای در خود شکسته بماند.
 
یا رود شو برو
یا کوه شو بمان
 
چشمانت را علامت تصدیق جست و جو کردن
گوش هایت را راز کلام خواستن  پوییندن
و دستها در کار اندازه کردن آغوشی
در خلایی [...]

نوشته را کامل بخوانید »

نقل از بالانیوز: دیشب در تهران، گروهش ناشناس در حمایت از بالاترین و شادمانی از بازگشت دومین آن اقدام به آتش بازی نمودند.
عکس های زیر در این رابطه مخابره شدند.
 

 
 
 
 
 
 

 
 
 
 

نوشته را کامل بخوانید »

به دیدارم بیا عزیز
اما
خوشبین نباش چنان
که حتما  از من نشانی باز بینی

نوشته را کامل بخوانید »

همه می دانیم و می دانند در بالاترین دوستی در درجه دوم بود. یا بهتر است بگویم اصلا نبود. همگان به حاصل کار هم رای می دادند. از روی سلیقه. یعنی همان چیزی که می گویند تمرین تحمل هم.
بسیار می شد. که یکی از موضوعی لینک می داد. بعد یک نفر نظری مخالف آن جمع [...]

نوشته را کامل بخوانید »

 
دست نزن! چشم ببستم دو دست
راه مرو! چشم دو پايم شكست
حرف مزن!قطع نمودم سخن
نطق مكن!چشم ببستم دهن
هيچ نفهم!اين سخن عنوان مكن
خواهش نافهمي انسان مکن
لال شوم! كور شوم! كر شوم
ليك محال است كه من خر شوم
نسیم شمال
 
ژرفای زشتی:
خبر آن چنان تکان دهنده، زشت و غیر منتظره است که شاید آدمیزاد نمی داند چگونه در باره اش [...]

نوشته را کامل بخوانید »

قدیمی ها برای اینکه میزان رسوایی یک چیز یا کسی را نشان دهند می گفتند فلان چیز (مثلا فلان ماجرا) را فقط خواجه حافظ شیرازی نشنیده است.
به دنبال مشابهات آن و نمونه های بارزی که هست نمی روم، کاری هم ندارم اصلا دستاوردهای این بنگاه چیست. ولی دو مورد تلخ که البته بار اول نبوده [...]

نوشته را کامل بخوانید »

نوشته‌های قدیمی‌تر »